دفاعیه ای برای دختری که نمی خواست خوشبخت باشد
محکومیت دختر مادر کش به قصاص!
دختر دانشجوی 26 ساله ای که درسن چهار سالگی مورد آزار و آسیب جنسی قرار گرفته، و چند سال قبل بدون اجازه مادرش، صیغه مرد 36 فقیری که دختر 9 ساله ای داشت شده بود، و شب ها را در خیابان با شوهرش به صبح می رساند، و در اقدامی جنون آمیز، مادرش را با یازده ضربه چاقو به قتل رسانده بود، بدلیل عدم گذشت و رضایت خواهران و برادران خود به مرگ محکوم شد!
براستی چه عواملی باعث می شود تا دختری تحصیلکرده و دانشجو، صیغه موقت مرد فقیر و محرومی که ده سال ازاو بزرگتر است، و دو بچه ازهمسر سابقش دارد و پول و خانه ندارد بشود، و بدون توجه به خواست و نظر خانواده، شب ها! حتی در خیابان و پارک، در کنار شوهرش بماند و به خانه و نزد مادرش برنگردد؟!
امروز در دادگاه دختری که مادرش را دوست می داشته و ازاو می ترسیده، بجرم قتل مادر، محاکمه و به قصاص و مرگ محکوم می شود، و دیگر مجرمانی که او را به این جایگاه رسانده اند، ازمحاکمه و مجازات فرار می کنند و به هیچ دادگاه و محکمه ای معرفی هم نمی شوند.
پدر و مادر و دائی و عمو و خواهران و برادران و اقوام و معلمان و همسایه ها و دوستان و جامعه، در ایجاد حادثه ای که منجر به قتل مادر بدست دختر شد تا چه اندازه بی تقصر هستند؟!
دختر مادرکش در دادگاه می گوید« مادرم دوست داشت من خوشبخت شوم، و ازآنجایی که من احمق بودم، نمی خواستم خوشبخت بشوم. مادرم خیلی خوب بود و برای من زحمات بسیاری می کشید» و اینک مادری که دوست داشت دخترش خوشبخت شود، بدست دختری که نمی خواست خوشبخت شود به قتل رسیده است، و دختر در انتظار طناب داراست، تا به خوشبختی برسد!
دختر دانشجویی که اعتراض خود به وضع موجود را در فرار از موقعیت موجود و صیغه نود و نه ساله با مردی فقیر نشان داده بود، در رابطه با شب حادثه و چگونگی قتل مادر خوبش می گوید « مادرم چاقو را با تهدید مقابل من گرفت و می خواست با زنجیر من را به لوله گازببندد که با هم درگیر شدیم، و با چاقو او را زدم» و مادر نمی دانست که دختر کوچولویش بزرگ شده، و دیگر برای بستن او با زنجیر خیلی دیر شده است.
شرح دادگاه بروایت ایسنا
قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران صبح امروز پس از استماع دفاعيات دختر متهم به قتل مادرش كه درگيري لفظي بر سر مسائل خانوادگي را علت ارتكاب قتل عنوان كرد، وي را به قصاص محكوم كردند.
به گزارش ايسنا، در ابتداي اجلسه رضوانفر نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست، اظهار داشت: متهم به قتل «ص - ح» 26 ساله فاقد سابقه كيفري بازداشت موقت از تاريخ 26/2/85 به اتهام مباشرت در قتل عمدي مادرش «طاهره.الف» است.
مطابق گزارش كلانتري 131 شهرري پيرامون وقوع يك مورد نزاع خانوادگي كه در سه راه ورامين اتفاق افتاده بود ماموران مطلع شدند كه مصدوم به بيمارستان منتقل و پس از مراجعه مداوا به وي اثر نكرده و وي فوت كرده است.
تحقيقات اوليه حكايت از آن داشت كه به لحاظ جر و بحث خانوادگي بين متهم و مقتول در رابطه با مسائل خانوادگي و به ويژه ازدواج متهم به قتل كه داراي سابقه ديرينه از سال 80 است در نهايت در شب حادثه با يك قبضه چاقو كه از قبل آماده كرده بود 11 ضربه به مادر خودش وارد و از محل متواري شده است.
پزشك قانوني علت تامه مرگ را اصابت شي نوكتيز به ناحيه قفسه سينه و ارگان حياتي بيان كرده و اولياي دم در تظلم خواهي درخواست قصاص متهم را از مراجع قضايي داشتهاند كه با عنايت به دلايل موجود در پرونده بزهكاري متهم براي دادسرا ثابت است و مطابق ماده 205 و بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامي تقاضاي صدور حكم قانوني براي متهمه را دارم.
در ادامه اولياي دم با حضور در جايگاه تقاضاي قصاص نفس متهم را كردند. همسر و مادر مقتوله از شكايت خود گذشت كرده و قاضي خطاب به خواهان قصاص (خواهران و برادران متهم)، گفت: بايد سهم ديه همسر و مادر مقتوله پرداخت كنيد كه اولياي دم قبول كردند.
قاضي عزيزمحمدي متهم به قتل «ص - ح» 26 ساله، دانشجو را به جايگاه احضار كرد و اتهام قتل عمدي مادرش را به وي تفهيم كرد.
متهم اتهام قتل عمدي را نپذيرفت و دايي خود را مقصر دانست و در تشريح روز حادثه، اظهار داشت: بهروز (همسرش) به همراه داييام قرار گذاشته بودند من را تحويل مادرم بدهند كه من را تحويل دادند. من ميدانستم اگر خانه بروم دعوا ميشود. در آن زمان وضع مالي بهروز خوب نبود و من در خانه عمهاش زندگي ميكردم كه مشكل پيدا كرديم و در آن زمان برادرم به همراه مادرم و داييام آمدند و من را به منزل بردند.
بعد از اينكه به منزل رفتيم مادرم خواست مرا با زنجير به لوله گاز ببندد اما من چاقوي ميوهخوري را برداشتم تا رگم را بزنم كه داييام نگذاشت و چاقو را به آشپزخانه برد. داييام ميخواست منزل را ترك كند اما من اصرار داشتم كه نرود چون اگر او نميرفت اين فاجعه به بار نيامده بود.
ساعت 9 شب مادرم چاقو را با تهديد مقابل من گرفت و ميخواست با زنجير من را به لوله گاز ببندد كه با هم درگير شديم و با چاقو وي را زدم.
قاضي از متهم پرسيد: چگونه ضربهاي را به پشت گردن مادرت زدي؟ متهم به قتل گفت: آن لحظه هيچ چيزي متوجه نميشدم.
قاضي در مورد علت ناراحتي مادرش از وي سوال كرد؟ متهم به قتل گفت: مادرم دوست داشت من خوشبخت شوم و از آنجايي كه من احمق بودم نميخواستم خوشبخت بشوم. مادرم خيلي خوب بود و براي من زحمات بسياري ميكشيد.
قاضي از متهم پرسيد: مادرت از ازدواجت به صورت صيغه 99 ساله با بهروز مطلع بود؟ متهم به قتل گفت: مادرم از ازدواج مطلع بود اما قبول نداشت. از اولياي دم تقاضاي بخشش نميكنم چون آنها مرا نميبخشند.
فهيمه حاجمحمدي، وكيل تسخيري متهم به قتل در دفاع از موكلش، گفت: اقدام موكلم منجر به فوت مادرش شده است. با نقشه قبلي نبوده و مراجعه وي به خانه به خاطر جلب عطوفت مادرش در برگشت به خانواده بوده و قصد گزند رساندن به خانواده را نداشته است.
وضعيت روحي موكلم مناسب نيست كه به گفته خودش در چهار سالگي مورد آسيب قرار گرفته و اين موضوع دائم وي را رنج داده و موكلم اين فشار روحي را تحمل كرده و با توجه به توانش توانسته تا مقطع دانشگاه پيشرفت كند اما در مقطع دانشگاه و قبل از اين اتفاق مساله جديدي از طرف نزديكانش براي وي پيش آمده است. به لحاظ اينكه اين وضعيت خاص را تحمل كند خانواده به وي كمك نكرده بلكه با بستن وي در خانه بيمارياش را تشديد كردهاند.
در روز حادثه كه او انگيزه ورود به خانواده و حضور در جمع خانواده را داشته با وي برخورد غير منطقي به شكل بستن او آغاز شده و به لحاظ سوابق قبلي موكلم به فكر فرار از وضع موجود افتاده كه در چنين شرايطي مادر وي با چاقو او را تهديد كرده است. بنابراين موكلم هيچ وسيلهاي همراه نداشته تا قصد تعرض به ديگري داشته باشد.
بعد از درگيري با مادرش كه به لحاظ سوابق بيماري كه داشته و درمان نشده بود تعادل روانياش را از دست داده و مرتكب عملي شده كه در حالت عادي امكان بروز آن غير ممكن بوده است. نحوه ايراد ضربات بيانگر چنين موضوعي است.
موكلم را به پزشكي قانوني معرفي كنيد و با ارايه دلايل مربوطه به بيماري قبلي نسبت به وضعيت وي در حين ارتكاب عمل استعلام كنيد و با توجه به فقدان قصد، اراده و اختيار در ايراد ضربات تقاضاي برائت موكلم از اتهام قتل عمدي را از دادگاه خواستارم.
در ادامه جلسه قاضي عزيزمحمدي متهم رديف دوم «بهروز - س» 35 ساله را به جايگاه فرا خواند و اتهام خلاصي دادن متهمه از مجازات را به وي تفهيم كرد.
متهم رديف دوم با حضور در جايگاه اين اتهام را نپذيرفت و در تشريح آشنايياش با متهم رديف اول، گفت: در بيمارستان به دنبال پرستاري براي نگهداري بچهام ميگشتم كه با «ص - ح» آشنا شدم. او پنج يا شش ماه بدون اجازه خانوادهاش با من و دختر 9 سالهام زندگي ميكرد و من در مورد خانواده وي هيچ اطلاعي نداشتهام.
متهم به قتل را پنج بار تحويل مادرش دادم، در طول زندگي مشترك با «ص - ح» به علت فقر در كنار خيابان، پاركها، داخل خودرو و ... ميخوابيديم و بيش از 27 بار توسط ماموران دستگير شديم و آنقدر برگه صيغهنامه را باز كرديم و نشان داديم كه الان پاره شده است.
قاضي عزيزمحمدي متهم رديف اول را براي اخذ آخرين دفاع به جايگاه فرا خواند كه وي در بيان آخرين دفاع گفت: من نميخواستم مادرم را بكشم اما پشيمانم.
قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران (عزيزمحمدي،رحيمي، باقري، سالاري و عبداللهي) پس از شور به اتفاق متهم به قتل در اين پرونده را به قصاص محكوم كردند.