فرصت های از دست رفته و دولت نهم و احمدی نژاد
احمدی نژاد، در ادامه سلسله سخنرانی های در رابطه با عدالت و انرژی هسته ای، در وبلاگ خود، ضمن شرح دادن مصائب بارز و مشهود دیوانسالاری، می نویسد « می ترسم فرصت تاریخی دولت نهم، قربانی محافظه کاری شود» و شاید که او متوجه نباشد، که فرصت تاریخی دولت نهم، همچون دولت خاتمی و اصلاحات، قربانی مصلحت گرایی و محافظه کاری و تارهای ریشه دار دیوانسالاری شده است، احمدی نژاد، در جایگاه رئیس جمهور، و رئیس دولت نهم، موانع بر سر راه تحقق عدالت و آفت «برنامه و بودجه» و بندهای از بین برنده «مدیریت» را خوب شناسایی می کند، اما نمی تواند که برای اصلاح، به هیچکدام از این موانع نزدیک شود، و مانعی را از سر راه بردارد.
دولت نهم، نه تنها از تارهای دیوانسالاری گذشته تاری نکاسته و کم نکرده، که ناخواسته و احساسگرایانه، تارهایی را نیز به تارهای گذشته اضافه کرده است.
بعد از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، در بسیاری از ادارات و سازمانها، بسیاری از کارمندان و کارمندان، بدون اخراج و قطع حقوق، به حاشیه رانده شده، و کارمندان و کارکنان جدیدی که آرم دولت نهم را دارند، بر جای آنان قرار گرفته اند.
آنچه که دیوانسالاری را به وضعیت موجود در آورده، نبود و فقدان شایسته سالاری در سیستم دیوانسالاری است، در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، و در بسیاری از ادارات دولتی، پست های دولتی و سازمانی، فامیلی و موروثی و انحصاری شده است، که متاسفانه و بر خلاف شعارهای احمدی نژاد، خود دولت نهم نیز از این گزند در امان نمانده، و باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.
راه تحقق و اجرای عدالت و مبارزه با بوروکراسی و دیوانسالاری مخرب، تنها در حذف نیروهای هم فامیل و عدم استخدام افراد و نیروهای هم فامیل در ادارات و سازمانها می باشد.
رئیس و مدیری و کارمندی که بداند به هیچ قیمت نمی تواند هم فامیل خود را در اداره و سازمان متبوع استخدام کند، رو به شایسته سالاری آورده، و آنگاه و آنوقت، معیار برای استخدام و بکارگیری نیرو در سازمانها و بدنه دیوان دولت، شایسته سالاری و تخصص و تجربه و تعهد و ماده های قانون خواهد بود.
و اما احمدی نژاد! برای اینکه در آینده مثل فراهانی و امیرکبیر و خاتمی، حسرت از دست دادن فرصت و از بین رفتن موقعیت را نخورد، آیا قادر خواهد بود که تنها با اضافه کردن یک ماده قانونی بی تبصره، انقلاب آرامی را در سیستم دیوانسالاری موجود پدید آورده و بزرگترین گام تاریخی را برای تحقق عدالت بردارد؟
احمدی نژاد از ترس می گوید و سخت می ترسد، و این ترس و واهمه، به همان اندازه که می تواند نوید پیروزی را بدهد، تصویر شکست را نیز در بردارد، احمدی نژاد می نویسد« من از تفکری می ترسم، که بودجه عمومی و فرصت تاریخی دولت نهم را قربانی ذهنیت ها و عمل گریزی و محافظه کاری ها کند» و ریشه این تفکری که احمدی نژاد از آن می ترسد، کجاست؟
امروز دیوانسالاری نه در خدمت مردم است و نه در خدمت دیوانساری و انقلاب و عدالت، که دیوانسالاری در خدمت قدرت حاکم است و احزاب و جناح به قدرت رسیده، پس اگر احمدی نژاد واقعا قصد دارد تا شعار «دیوانسالاری در خدمت مردم، نه مردم در خدمت دیوانسالاری!» را جامعه عمل بپوشاند، تغییر و اصلاح را ازکابینه و استانداران شروع کند، و براستی که با توجه به عملکرد بسیاری از وزرا و استانداران انتخابی، احمدی نژاد چگونه می تواند قدمی در راستای تحقق عدالت اجتماعی و حذف بوروکراسی مخرب بردارد؟!
بعنوان نمونه در شهر پانصد هزار نفری (...) که مرکز استان است، بدون حذف روابط عمومی و بازرسی، تنها بیش از دوازده نفر ازفعالین ستاد انتخاباتی احمدی نژاد، بنام کارشناس و مسئول پیگیری، در دفتر ارتباطات مردمی استاندار مشغول بکار شده، و دوازده میز و صندلی و تلفن و دیگر امکانات را در اختیار گرفته اند!
حال خود استاندار بر چه مبنا و اصولی انتخاب شده، و معاونین و مدیران را بر چه مبنا و اصول و قاعده ای انتخاب کرده، بماند! موضوع اینجاست، که احمدی نژاد «می گوید» اما «نمی کند» و این بزرگترین خطری است که فرصت تاریخی دولت نهم را تهدید می کند!